محمد معصوم البكري ( نامى )

131

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

در آنجا در مىآيند و پارهء راه مىروند ، هر جا از آبهاى روان مىگذرند . و دران ايوانها و منازل « 1 » تراشيده بر آورده‌اند . و شپركهاى كلان برابر موشگير و ريزه بسيار مىباشند . و باز همچنين كه پيشتر مىروند منزل ديگر پيدا مىشود . و چون در انجا تاريكى است بى مشعل نمىتوانند رفت . و اگر مشعل روشن مىكنند شپرها خود را بر مشعل و آدم چنان مىزنند كه رفتن متعذر مىشود ، و آن قدر جمع مىشوند كه رفتن متعسر . مىگويند كه آنجا طلسمى است و چرخى ساخته‌اند ، و گذشت آن چرخ خشتهاى طلاست . مىگويند بابا حسن ابدال آنجا رسيده بود . و پوست پخته « 2 » بران چرخ انداخته « 3 » و از انجا گذشته ، و يك خشت طلا برداشته آورده بود . و احوال بابا حسن ابدال در محلش مذكور خواهد شد . ديگر : عمارت پيش طاق كه بفرمودهء فردوس مكانى بابر پادشاه در كوهى كه موسوم به سر پوزه « 4 » است از سنگ بريده‌اند . و آن طاقيست در غايت ارتفاع . و در مدت نه سال هشتاد نفر سنگتراش هر روز در آنجا كار كرده ( f . 95 b ) باتمام رسانيده‌اند . الحق جاى نفيس « 5 » و فرح‌فزا « 6 » است . و چون مشرف بر آب ارغنداب است و اكثر باغات و مزروعات آن ديار بر آن است ، در ايام بهار محل عبور اكثر مردم مىشود . اما از بس بلندى بر آمدن بر آنجا بسيار دشوار است . بعضى از دهشت نمىتوانند آنجا رسيد . و در آنجا كتابهء بنام حضرت فردوس مكانى بابر پادشاه و ميرزا كامران و ميرزا عسكرى و ميرزا هندال كه صاحب اهتمام بوده‌اند نوشته‌اند . و چون حضرت جنت آشيانى همايون پادشاه آنجا تشريف نداشته‌اند اسم سامئ ايشان دران كتابه مذكور نيست . و از ممالك محروسهء ايشان همين قندهار مرقوم ( ن ) نموده بودند . كاتب چون آنجا رسيد ، ديد كه نام

--> ( 1 ) ح زياد دارد : از كوه سنگ ( 2 ) د : تحته ( 3 ) م : كشيده ( 4 ) م : سه پوزه ؛ ر : سر سوره ( 5 ) د : بفيض ( 6 ) ف م : فرح بخش